حرف های همیشگی
گمان نمی کنم چندان ترسناک باشد اما گویا هست . شاید حد فاصل چند نگاه از زبانمان در برود . یا متصلش کنیم به گذشته تا از تک و تا بیافتد . رمقی برایش نماند و دستش به آینده نرسد . باور داریم به حماقت ثابت بودنش . به پیش بینی فال های ماه تولد . اینقدر حقیرش کرده اند که باور به دروغ بودنش بدیهی شده . بحث بر سر همیشه است از نوع واژه اش . ما جرات نمی کنیم بگوییم همیشه ... اما هنوز یک همیشه کوچک است که برایم کفایت می کند . تو چطور .
Anathema :
Still feel the pain , still feel your love
Still feel the pain , still feel your love
من به صداقتی باور دارم که اگر پشت حرفی انگیزه ای نبوده باشد برچسب زدن و مفهوم ساختن در آن شرایط خیانت است . کسی که حرفی را بی غرض می زند تنها خودش می داند و آنکسی که برایش نماد و معنا می سازد تلاش را از آثار هنری و هرمنوتیک دریغ می کند . جنس دریغ های من از چینی هم بدتر است . نه غرضی دارد نه دردی . مثل آنچه اکنون خوانده می شود تا غرضی یافت شود حال آنکه چیزی جز رفع خستگی نیست .
گذشتن جزیی از ظرفیت است یا آنکه معنایی نیافتن عین خریت ؟؟ کدام بهتر است پارانویا یا ساده لوحی ؟؟؟؟
پیامبری که می گفت : خیر الاموره اوسطها ...